ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
417
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
2 - دستهاى ديگر از آنها به خالق وابتداى خلق اقرار داشتند ولى بعثت ومعاد را منكر بودند وقرآن از آنها چنين حكايت مىكند : وَضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَنَسِيَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَهِيَ رَمِيمٌ قُلْ يُحْيِيهَا . . . « 16 » 3 - گروهى ديگر از آنها به خداوند ونوعي بازگشت معتقد بودند ولى بت مىپرستيدند وچنين مىپنداشتند كه بتها در نزد خدا آنها را شفاعت مىكنند ، قرآن در اين باره چنين مىفرمايد : وَيَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا يَضُرُّهُمْ وَلا يَنْفَعُهُمْ وَيَقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ « 17 » . از همين دستهء سوّم قبيلهاى بودند كه از بيان عقيدة خوددارى مىكردند اينان پيروان بت لات در طائف بودند . قريش وبنو كنانه وغيره پيروان غزا در مكّه بودند وبعضي از اينان بتها را به صورت ملائكة مىساختند وبه وسيلهء آنها به ملائكة توجّه مىكردند وبعضي ملائكة را مىپرستيدند همچنان كه خداوند مىفرمايد : بَلْ كانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنَّ . امّا محصله در زمان جاهليّت سه دسته از علوم را دارا بودند . اوّل علم انساب وتاريخ وأديان . دوّم تعبير خواب . سوّم علم ستاره شناسى . كاهنان وستارهشناسان از اين دسته بودند . از پيامبر ( ص ) روايت شده است كه فرمود : « كسى كه از طريق ستاره شناسى چنين وچنان بگويد بر آنچه بر محمد ( ص ) نازل شده ، كافر شده است « 18 » » . از غير اعراب نيز گروههايى وجود داشتند مانند براهمهء هند . وخلاصهء نظر آنها حسن وقبح عقلي باز مىگشت در تمام احكام به عقل رجوع مىكردند و
--> ( 16 ) سورهء يس ( 36 ) : آيهء ( 78 ) : براي ما مثلي آوردند وخلقت خود را از ياد بردند ، گفتند چه كسى اين استخوانهاى پوشيده را زنده مىكند ؟ بگو آنكه اوّل بار آنها را آفريد . ( 17 ) سورهء يونس ( 10 ) : آيهء ( 18 ) : غير خدا كه برايشان سود وزيانى ندارند مىپرستند ومىگويند آنها شفعاى ما در نزد خدا هستند . ( 18 ) من قال مطرنا ببنو كذا فقد كفر بما انزل على محمد ( ص ) .